۱
برای من آذربایجان یک محدوده جغرافیای وسیع ،نیمه وسیع یا کم وسعتی نیست که من بخواهم مثلا از شاعران و نویسندگانش مطلب بنویسم و انها را بشناسانم.شاعران و نویسندگان آذربایجان جغرافیا را بر نمی تابند، آنها در دلها جای دارند، آنها در ترانه هایشان زندگی می کنند. در پهنه جهانی بدین بزرگی، آنها در هر جایی که صاحب دلی باشد حضور دارند...
۲
من یک ترکم. یک ترک که در گوشه ای از دنیای بزرگ و در سرزمینی زیبا به نام آذربایجان زندگی می کند. یک ترک که زبانش را دوست دارد، ادبیاتش را دوست دارد، فرهنگش را دوست دارد و خاکش را می بوسد و می بوید...
۳
اما... این ترک که در آذربایجان زندگی می کند، دیگر زبانهارا هم دوست دارد، ادبیات و فرهنگ دیگر اقوام را هم عاشقانه می خواند. از زبان فارسی هم خوشش می آید .از عربی و انگلیسی و فرانسوی و روسی هم... و هر زبانی را که برایش پنچره ای باز می کند تا مناظر انسانی را بنگرد محترمانه دوست دارد...
۴
من یک آدری وفادار به خاک وطنم از من نخواهید این صفحه دلم را با عقاید شیطانی پان ترکی و ناسیونالیستی چرکین کنم این صفحه دل از غیرت آذریها و همت و بصیرت آنها در دفاع از ناموس وطن خواهد نوشت و بر خود می بالم که فرزند این خاکم
اما با همه اینها دل زخمی و روحی سنگین از فشار درد محرومیت ها دارم من زمزمه می کنم درد های نشمرده این خاک پاک را ولی جیغ و فریاد نمی کشم من در دفاع از صلابت قوم خود که لایق این م
محرومیت ها نیست خواهم نوشت با من همراه همگام باشید ...
۵
وهمه دولتمردان نیک بدانند اگر امروز بر کار سیاست و حکومت خود فخر دارند از صدقه سر شجاعت های پدران و برادران و مقاومت آنها دارند مادران آذری برای شهادت هیچ فرزند خود دق نکردند اینها شیرزنان عرصه عفت و خلوص نیتند نه ملعبه ویترین وسایل لوکس کشورهای اجنبی که کمر به بی هویتی ما بسته است...
۶
پس حق مرا هم جون استانهای اصفهان و تهران و کویر یزد و اراک و خراسان قشم و کیش بدهید من هم مرز آبی و خاکی بسیار پر رونق دارم این قدر بر طبل نا امنی نکوبید نا امنی از بی کاری و فساد از فقر است بیاید مرا بشناسید و منابع موجود خاک حاصل خیز مرا و اباد کنید ملک پر گهر را تا من هم سهم خود را از خیل ایثار مردانم بدانم
۷
آذربایجان ناامن نیست شعار بی خودی خائنان است کرد و ترک در کنار هم به ایرانی آباد و آزاد می کوشند نگذارید دشمنان منافقان از این شعار استفاده کنند و فردا بر هر بهانه ای بر طبل نفاق بکوبند و شورش و ناامنی و شعار تجزیه طلبی عد ه ای بلند شود که به سود خود می اندیشند و مردم ساده ومحروم راپلکان رسیدن به آمال خود قرار داده اند
۸
کویر های ما را هم آباد کنید...
اگر چه زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرد ه ایم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1384ساعت 0:58  توسط دومان سولدوزي
|
برای دوست شاعر و با وفایم نیما
- : الو
- : سلام
- : نفس های داغ تو
تجسم من وقصه های قدیمی
وقتی
از پشت پنجره ها
با اولین واژه
به آخرین حرف رسیدی
کشتزارهای خشک
در همسایگی گونه های تو
به گدایی اشک آمده اند
- : از کدام خط مماس حرف می زنی
زندگیم در این موازیها ویران شده است
نه پایانی هست
نه ابتدایی
و تو
از گفتن نشانیت عاجزی
میخواهی پرنده ها موعد کوچ را نفهمند ؟...
و راه کوهستان از نگاه تو آغاز شود .
- : الو
قطعه زمینی در سیاره آتشین خریده ام
((برای باهم بودن ))
نشانیش را برایت پست خواهم کرد .
- : کسی ستراق سمع می کند
صدای تیک تاک ساعتش می آید
به اولین رودخانه که رسیدم
سراغ ترا خواهم گرفت
درختان لب جوی
دختر خورشید
و پرنده ای
که تکرار می کند .
کو - کو
د .خ. ت.ر
خ.و.ر.ش.ی.د
کو .ک. و.
دومان ـ سولدوزی
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384ساعت 11:29  توسط دومان سولدوزي
|
هاشمی رفسنجانی :
خانم ها مى توانند به ورزشگاه بروند
ديروز گروهى از سران فدراسيون واليبال به اضافه ورزشكاران برتر اين رشته در كاخ مرمر حضور يافتند.
به رسم چند سال اخير محمدرضا يزدانى خرم رئيس فدراسيون واليبال ترتيبى داده بود تا بهترين هاى واليبال ايران در حضور اكبر هاشمى رفسنجانى مورد تقدير قرار بگيرند. در مراسم فوق گرچه افراد سياسى حضور نداشتند و تصور اوليه براى داغ شدن بحث هاى سياسى وجود نداشت اما جريان سخنرانى هاشمى رفسنجانى به سمت انتخابات و حضور نيافتن او در جمع كارگران كشيده شد.هاشمى البته زود از ساحت سياست خارج شد و بحث را به دامن ورزش كشاند و يكى از بحث انگيز ترين موضوعات مربوط به ورزش به ميان آمد. ديروز هاشمى در پاسخ به سئوال يكى از حاضران گفت: «خانم ها مى توانند با حفظ اصول در ورزشگاه ها حضور پيدا كنند.» اين جمله كوتاه و بدون توضيح گرچه ساده به نظر مى آيد اما بى ترديد يكى از كليدى ترين جملات سياستمداران ايرانى در رابطه با حقوق شهروندى زنان است.گرچه در عبارت ذكر شده مفهوم كلى ورزشگاه ديده مى شود اما مى توان از آن استاديوم هاى فوتبال را هم تفسير كرد، جايى كه پاى خانم ها تنها يك بار به آن باز شده است.نكته حائز اهميت اين است كه در سنوات اخير هيچ يك از سران سياسى و ورزشى ايران تمايل به بيان اين جمله نداشته اند و همواره سعى كرده اند موضوع حضور زنان در ورزشگاه ها را به وقت ديگرى موكول كنند، احتمالاً وقتى كه ديگر خودشان بر مسند قدرت نيستند. در واقع هيچ يك از مديران ورزشى و سياسى ما نخواستند در زمان قدرت، ريسك حضور زنان در ورزشگاه را بپذيرند. موضوع حضور زنان در ورزشگاه در دهه شصت حتى به حد بيان كردن هم نرسيد، اما در دهه هفتاد زمزمه هايى از سوى محافل مربوط به زنان شنيده شد. جامعه زنان ايران همواره در تلاش بودند تا به هر نحوى كه شده مديران مردسالار ورزشى را تحت فشار قرار داده و «بله» را از آنها بگيرند اما هيچ يك از مسئولان ورزشى حاضر نشدند پيشقراول صدور چنين فرمانى باشند.حضور زنان در ورزشگاه آزادى در روز استقبال از تيم ملى به جام جهانى راه يافته هم جرقه اى بيش نبود و ديگر تكرار نشد.گرچه خانم ها بارها در سالن هاى واليبال، بسكتبال يا ورزش هاى كم سروصدا تر ديده شده اند اما بى ترديد قرار گرفتن در ويترين بزرگ و شفافى مثل ورزشگاه آزادى چيز ديگرى است. حال بايد به هاشمى به عنوان اولين مدير سياسى (و نه ورزشى) يادآور شد كه به عنوان اولين شخصى كه چنين صراحتى در مورد حضور زنان در ورزشگاه ها به كار برده بايد در راه عملى شدن اين ايده پرطرفدار نيز گام بردارد. شنيدن اين جمله براى سران ورزش ايران نيز مى تواند قوت قلبى باشد بلكه تابوى منع ورود زنان به استاديوم ها را بشكنند.چند روز پيش از بازى تيم ملى در برابر بحرين يك خبرنگار ژاپنى در مورد ورزشگاه آزادى تعبير جالبى داشت.«آزادى، ورزشگاه ترسناكى براى همه تيم ها است اما فقط صداى تشويق مردان در آن مى آيد. اما كافى است يك سرى به يك ورزشگاه ۵۰ هزار نفرى در ژاپن بزنيد، احساس مى كنيد كه صداى زنان حاضر در ورزشگاه بيشتر حريف را مى ترساند.» معلوم نيست كه چقدر طول مى كشد اما به نظر مى آيد بايد منتظر شنيدن صداى فرياد زنان در ورزشگاه باشيم.
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 7:18  توسط دومان سولدوزي
|
انسان شفاهی اهل نقل قول است. اگر سیاسی باشد آویزان می شود از نقل قولی و جمله ای از فلان را در برابر جمله ای از فلان دیگر می گذارد که در دو مورد مختلف گفته اند و او نتیجه ی خود را می گیرد، ولی همیشه از اندیشیدن بازمی ماند. حجت در صحبت دیگران است؛
آدم شفاهی نقل قول را عاریه می گیرد و متقلب است. هر آدم شفاهی، نقل قول را از اعتبار می اندازد. انسان شفاهی گاهی وقت ها بیشتر از انسان کتبی می نویسد؛انسان شفاهی چه می نویسد؟... بی اندیشه است. کلام را ازبین می برد. چراکه اندیشه ای را به کار نمی گیرد. کتابت انسان شفاهی همچون ماسه های دریایی دائم درحال جابجا شدن است؛ یک روز این عقیده را دارد، روز دیگر عقیده ی دیگری؛
انسان شفاهی تنهایی را دوست ندارد. حضوردیگران باعث می شود او دلیل و برهانی بیاورد و صاحب صحبت شود. بدینسان بیشتر اهل محفل است. اهل جلسه است. خلوت و تنهایی او دیگری است. تمرکز اعصاب و رسیدن به خود، به تن خود. آدم کتبی هم جلسه را دوست دارد. ولی او از آن بهره ی دیگری می برد.آدم شفاهی هیچوقت تنها نیست، دست و پا می زند تا دیگران را با خود همراه کند. داشتن یار و یاور و حواریون برایش مهم است و به آنها فرصت بیشتری می دهد. آدم شفاهی گاه گداری اصلاً حرف نمی زند. گاهی روزه ی سکوت می گیرد و به حرف دیگران گوش می دهد و سر تکان می دهد و آخرسر به جای اینکه نتیجه ای بگیرد، کلمات قصاری صادر می کند، بی آنکه سر و ته داشته باشد. آدم شفاهی محبوب القلوب است. می خواهد دیگران متوجه او باشند؛
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1384ساعت 7:10  توسط دومان سولدوزي
|
طوفان دریای احساس دل
شبهای خموش
امواج بی امان نگاه بیزاری و
تک تک تکیدن وفاداری
از گهواره لنگان عشق
آه پر از آمال سرو
سنگفرش های مبهوت هفت چشمه ۱
آهنگ آبشار بزرگ شهر محبت
خاطرات حک شده بر سینه در ختان
واژه های
چرا تنهایم گذاشتی بی وفا
بر روی برگ بید
با خون پنجه فر سوده ام
هیچ کدام
مداح وصف زیبایت نبودند
محبوب من
نه گیسوی پریشان دلرباییت
نه اندام ظریف پریزادیت
تنها چشمانت نازنین
تنها چشمانت
مخفی گاه هزاران مژده خدایی و
آخرین معجزه زیبایست
مانند نفس عیسی
اموات بی روح را
جانی دوباره می بخشد .
هفت چشمه : مجموعه هفت چشمه جوشان در زیر کوهی به این نام تفرجگاهی ریبا در شهر نقده ۸۰ کیلومتری ارومیه در استان آذربایجان غربی
دومان سولدوزی
+ نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت 1384ساعت 6:59  توسط دومان سولدوزي
|

سنگ نوشتهي «اوراز جاودانه شد» كه از سوي همنوردان محمد اوراز بر سينهكش كوه سلطان يعقوب حك شده بود، تخريب شد.
شامگاه شنبه سوم ارديبهشتماه در ميان هفته وحدت تعدادي از شبپرستان تنها سنگ نوشته يادمان قهرمان ملي كوهنوردي شادروان محمد اوراز را تخريب كردند.
اين اقدام در حالي صورت گرفت كه نمايشگاه عكسي از سوي عكاسي از استان فارس با نام «ياديار...» در ادارهي فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان نقده در تجليل از محمد اوراز برپا است.
اسماعيل كشتكار عكاس جوان شيرازي عكسهاي خود را با موضوع «انسان و كوه» به ياد پهلوان محمد اوراز براي نخستين بار در زادگاه اين قهرمان ملي برگزار كرده است.
سنگ نوشته «اوراز جاودانه شد» كه با حمل سنگهاي بتني از سوي همنوردان شادروان محمد اوراز در سينهكش ارتفاعات سلطان يعقوب نقش بسته بود، تنها اثر قابل رويت در شهر زادگاه پهلوان بود كه تخريب شد.
مراسم نخستين سالگرد عروج اين كوهنوردي كه قرار بود در شهريورماه سال گذشته در اروميه مركز استان آذربايجان غربي برگزار شود به دلايل نامعلومي لغو شد.
محمد اوراز كوهنورد و هيماليانورد شايسته كشور در سال 1382 در راه صعود به قله گاشربروم - 1 طي حادثهاي جان خود را از دست داد.
محمد اوراز فاتح قلل 8000 متري هيماليا و ركورددار صعود به اين قلل بدون استفاده از اكسيژن مصنوعي در ايران بود. وي صعود به قلهي اورست را نيز در كارنامه داشت.
من به عنوان همشهری و دوست این پهلوان اول به خودم و بعداٌ به مسولین استانی و کشوری متاسفم که هنوز از ساخت مقبره ای برای این یار غیرتمند بنا به دلایل غیر موجه و بچه گانه عاجزند ...
خوب میدانیم که مردم آگاه ایران اسلامی پهلوانان و جوانمردان مروت و جوانمردی را همیشه جاودانه در قلب خود به حد اعلا می ستایند واین عمل مذ بوحانه عده ای نابخرد آنها را از ستایش مردان نیک باز نخواهد داشت ...
دومان سولدوزی
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1384ساعت 0:46  توسط دومان سولدوزي
|
۱
میان کوچه ها
مردی دوره گرد
ستاره می فروخت!
لیلی با سبدی خالی
منتظر بود.....
میان همهمه شهر
دوره گردها را به شلوغ ترین خاطر من چسباندند
لیلی ها ستاره خریدند
و سبد های خالی پر شدند
امشب
آسمان شهر چقدر خالیست.
۲
اگر فواره می میرد
آب که باقیست
رودها جاری
آبها زنده
تشنگان هر گز
از فراز فواره ها
آب ننوشیده اند
دومان سولدوزی
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1384ساعت 0:13  توسط دومان سولدوزي
|