آه.....
آه
واژه ای هست کوچک
اما نه برای تو
برای کودکان بی همبازی
برای زنان بی شوهر
ویا
حرفهای بی معنا
برای من که
کودکیم را در دستهای تو
جا گذاشته ام
آه....
واژه ای است کوچک
اما نه برای تو !....
دومان - سولدوزی
دل نوشته هاي يك عاشق در خصوص ادبيات ، سياست , فرهنگ و اجتماع
آه
واژه ای هست کوچک
اما نه برای تو
برای کودکان بی همبازی
برای زنان بی شوهر
ویا
حرفهای بی معنا
برای من که
کودکیم را در دستهای تو
جا گذاشته ام
آه....
واژه ای است کوچک
اما نه برای تو !....
دومان - سولدوزی
چند هفته ای تا شروع کار دولت جدید فرصت است سونامی از نوع احمدی نژاد خیلی ها را با خود خواهد برد و یا بنیان لرزان بیشتر مناسبات و ساختارهای عرف شده در دولت های قبلی را ویران خواهد نمود از جمله رانت خواری و فساد حاکم بر پیکره اجتماعی که با لنگر انداختن مدیران ارشد حزب کار گزاران و مشارکت در ساحل خوش نشینی بهره مندی از توزیع ثروت و قدرت همراه است که نمونه بارز آن تحقیق و تفحص از وزارت خانه بی غم و مایه دار نفت است که در آمد حاصل از آن که باید از دیوار خانه ها به صاحبان با اصرار می رسید نه اینکه نرسید بلکه توان خرید مردم را کم کرد و نرخ تورم را بالا برد اما حکایت ما از استیلای منور الفکران همیشه در سفر وزارت امور خارجه است اگرچه در اجرای سیاست های تنش زدایانه آقای خاتمی تلاشی وافر نمودند و یا در بسیاری از مواقع در مقابل همتایان خارجی بخصوص اروپایی خود منفعل ماندند این بار نیز در برابر دو رویداد دیپلماتیک در هفته گذشته تا این دقایق سکوت اختیار کردند و در جهت ابهامات خطر آفرین در مناسبات حتی به ظاهر ساده نیز دفاعی ندارند یکی از این دو مورد بی اعتباری مناسبات ایران و ضایع شدن هیات پارلمانی ایران در سفر اخیر خود به بلژیک بوده اند اگرچه عدم سرو مشروب الکلی و یا دست دادن با زن نامحرم که از اصول اعتقادی ما مسلمانان می باشد در پروتکل دیدار مقامات اعزامی به کشور های خارجی بند ثابت و تفهیم پذیر است ولی سفرای ایران در بلژیک و یا سخنگوی دولت که خود از ترتیب دهندگان این سفر بود آیا از مکاتبه با دولت بلژیک در خصوص یا دآوری این نکته عاجز بودند حال برلسکونی ایتالیایی یا دکرو بلژیکی از موضع غرور که از فرصت هایی تساهل گرانه وزارت خارجه سو استفاده نموده و موعد دیدار یا ضیافت شام را که در تشریفات استقبال سیاسی از جایگاه تعریف شده و قابل توجهی بر خوردار است و یا عدم حضور ریس زن مجلس سنا بخاطر دست ندادن با طر فهای ایرانی به نظر می رسد این اهمال کاری وزارت خانه خارجه را باید نوعی اغماض که در آن منافع عمومی ملت و کشوری زیر سئوال رفت و در این جنگ روانی اطلاع رسانی رسانه های قدرتمند و تحلیلگران مغرض با دولت جدید باعث مکدر نمودن اذهان مردم دنیا شد که این روال دولتی با مارک آبادگران است که احمدی نژاد و حداد عادل از آن هستند و اما مساله دوم که جای بحث مفصل در مقالی دیگر را دارد عدم توضیح و یا فرا خواندن سفیر بحرینی برای اهانتی که به مقام معظم رهبری نموده اند دارد که در این مساله حتی کمتر از مجلس علمای بحرین و شیعیان معتقد آن دیار عمل نموده ایم ...این همه سکوت در اواخر مسئولیت وزیر و سخنگوی این وزارت خانه توجیهی دارد ....
برای توضیح بیشتر مراجعه شود به :
مسئول بی اعتباری کشور در سفر رئیس مجلس به بلژیک کیست ؟
موضوع این دو مطلب گفتنی یکی به نعل و یکی به میخ نیست ولی حادثه دردآورحمله به کوی دانشگاه و کوه ساختن عده ای از یک تجمع آرام دانشجویی که ماهیت شکل گیری جنبش های دانشجویی می باشد هرچند عده ای از این آب گل آلود ماهی گرفتند و بندیل خود را بستند ولی بحران مدیریت در نیروی انتظامی آن سالها و استفاده ابزاری از احساسات ناب دانشجویان توسط عده ای از جمله موسوی خوئینی ها و حضور غیر قانونی گروههای تندرو و شبه نظامی به نام گروه فشار و بی تدبیری وزارت علوم و فنا آوری و ... این حادثه را پچیده و نیازمند مطالعه قبل از پرداختن تحریف شده آیندگان در درس تاریخ نموده است به هر حال ۱۸ تیرماه فرا می رسد و باز بوق و کرنای موافقین و مخالفین بلند است ولی در همه حال این حرکت حمله به خوابگاه دانشجویی و ضرب وشتم مذبوح و دارای تبعات منفی است که نیاز به بحث دارد که توجه علاقه مندان به این موضوع را به شماره جدید شماره جدید مجله سیاسی چشم انداز ایران ( شماره 31 - اردیبهشت 1384 ) جلب می کنم که هرچند نگاهی تک بعدی به موضوع از دیدگاه طیف ملی مذهبی ها و تحکیم و حدتی ها است ولی کاش گروه پاسخگویی بعدی از تفکری دیگر همدیگر را در این موضوع و موضوعات بحران ساز بعدی به ترازوی نقد در منظر عمومی از طریق رسانه ملی ـ که میرود خالی از جذابیت فصلی انتخابات باشد ـ می سنجیدند قبل از آنکه آیندگان بر حال ما با اینهمه نقاد و سخنور و عالم به تمسخر بخندند ...
بدها از پنجه ات در وحشت
خوبها از وقارت در لذت
این
چیزی است که دلم میخواهد بشنوم
درباره نوشته هایم ...
جان عاشق کجاست ؟ در ذره ذره حضور
عشق به تو به وطن به انسانیت وبه اعتقاد.
به آرامی یاد می گیریم این چهار عشق را به وحدت برسانیم
آنجا که از عشق خبری نیست از زندگی خبری نیست .
و این شهید بهشتی بود ...
سکوت پر وبال خود را به همه جای شهر افکنده بود شبی زیبا
گاه گداری ماشینی رد می شد خیابان ها خلوت و خموش است راننده رئیس دیوان عالی کشور که کار و خستگی بیش از حد کلافه اش کرده از خیابانی به خیابانی می پیچدخدا می داند امشب کی به خانه اش خواهد رسید
دکتر بهشتی روی صندلی عقب اتومبیل نشسته و با استفاده از نور چراغ ها پرونده ای را مطالعه می کند خدایا خستگی نمی شناسد این مرد..
شب از نیمه گذشته واو بعد از جلسه ای پرکار به خانه می رود
بار دیگر سر از روی پرونده برداشت او خیابان های اطراف محله خود را به خوبی می شناسد اما این خیابان .....
می گوید : فلانی مگر تابلوی ورود ممنوع را سر این خیابان ندیدی ؟
- : اما حاج آقا الان ساعت سه نصف شبه و پرنده پر نمی زنه و طول این خیابون یک طرفه بیش از صد متر نیست اون مسیر دیگر راه ما را دور می کند .
- : زود دور بزن سریع ( با تحکم و خشم گفت )
راننده دور زد کمی فته بود دکتر با لحنی مهربان گفت : اگه رفته بودیم اولاٌ گناهی بزرگ از ما سر زده بود ثانیا تو ضمانت می کردی تا آخر این خیابان حادثه ای رخ ندهد؟آن وقت می دانی رادیو تلویزیون دنیا چه می گفتند ؟
رئیس دیوان عالی کشور ایران در حالی که از خیابان یک طرفه خلاف با ماشین عبور می کرد تصادف کرد
واین ضرری بود عیرقابل جبران

واین مردی بود که برای مملکتش بیشتر از خودش ارزش قائل بود او شیفته خدمت بود نه تشنه قدرت که قدرتمندان فاسد هیچ خط قرمزی و چراغ راهنمایی نمی شناسند او جاودانه مانده به خاطر این رفتارهای انسانی و پسندیده اش باشد که دریابیم او که بود چه کرد ؟...

بخشي از نجواهاي عارفانه شهيد دكتر چمران
اي علي اي علي اي علي
به من تهمت زدند مرا محكوم مي كردند فحش ميدادند براي اينكه ترا دوست ميداشتم
اي علي وقتي كه جوان بودم و از قهرمانان عالم لذت مي بردم قهرماني هاي تو مرا فريفته بود نبرد هاي بدر و احد و خندق تو مرا به وجد مي آورد هنگامي كه در خيبر را با يك دست مي كندي ديگر از خوشحالي در پوست خودم نمي گنجيدم
اي علي
ايمان تو عرفان تو مرا مبهوت كرد و اكنون دردها و غم هاي تو مرا مسمور كرده است درد و غم پيوندي عميق بين من وتو بوجود آورده است در هر ضربان قلبم درد تو را بيشتر حس مي كنم چه درد كشنده اي دردي كه تا مغز استخوان را مي سوزاند...خدايا جوانان ما را به راه راست هدايت كن نور ايمان را به دلهاي آن بيانداز سرنوشت تيره و تار را به آنها بنما و بگذار از گذشته هاي تلخ عبرت بگيرند و بازيچه دست استعمارگران نشوند .
خدايا در راه خدمت به خلق و مبارزه با ستمگران گامهاي ما را استوار كن و به ما فرصتي ده تا پروانه صفت به دور شمع حقيقت بسوزيم و حيات و هستي خود را حسين وار وقف راه خدا كنم ....
مراسم عروسي در ميان عشاير ماكو - سال ۷۲ - كاري از هنرمند اروميه اي
خانم بيتا كاروان ثاني
عكس فوق متعلق به همسر دوست هنرمندم آقاي بهروز باقرزاده مي باشد وي برنده جايزه جهاني عكس از جشنواره محيط زيست ژاپن مي باشد .