تحلیل فیلم کنستانتین

(1)
خلاصه فیلم : جان کنتسانتين سالها پيش اقدام به خودکشی کرده و بخاطر اينکار مدتی را در جهنم سپری نموده اما او اين فرصت را پيدا کرده تا دوباره به زندگی برگردد تا با انجام اعمال خوب رضايت خداوند را جلب کند . او همچنين يک قدرت استثنايی پيدا کرده که توانايی مشاهده دنيای ديگر است که در ماورای دنيای عادی در جريان است . او قادرست موجودات نيمه فرشته و موجودات نيمه شيطانی را که در کنار انسانها بر روی زمين هستند را مشاهده کند . او تصميم دارد موجودات شيطانی را نابود سازد و برای اينکار از کمک يکی از دوستانش که متخصص ساخت سلاحهای مخوف است بهره می گيرد . از سوی ديگر پزشک جان به او اطلاع داده که او مبتلا به سرطان ريه است و فرصت زيادی برای زندگی ندارد . در ادامه پسر شيطان تصميم می گيرد زمين را تسخير کند و جان با کمک يک زن پليس به اسم آنجلا که او نيز قادر به ديدن دنيای ديگر است نبرد پايانی با نيروهای شيطانی را آغاز کند .
جالب است بدانيد كه اين قهرمان دودى ، از دل يك...
كميك استريپ سياه انگليسى با عنوان «آتش افروز جهنم» Hell Blazer درآمده و تبديل به فيلم سينمايى شده است.
در واقع «آلن مور» نويسنده معروف انگليسى آثار كميك استريپ (مانند انجمن نجيب زادگان عجيب و از درون جهنم) را بايد خالق اصلى شخصيت «جان كنستانتين» دانست كه اولين بار سال ۱۹۸۵ در يك قسمت از مجموعه كتاب كميك ترسناك «موجود باتلاقى» Swamp Thing او را وارد ماجرا كرد. كنستانتين اوايل يك ساحر با كت بارانى بلند بود كه استعداد غريبى در عصبى كردن مردم داشت
از سال ۱۹۸۸ ماجراهاى كنستانتين به صورت مستقل در مجموعه كتاب كميك Hell Blazer توسط كمپانى معروف دى. سى DC (ناشر سوپرمن) به چاپ رسيد كه داستانهايش را عمدتاً «جمى دلانو» مى نوشت و «جان ريج وى» آنها را تصويرسازى مى كرد. انتشار اين مجموعه تا به امروز ادامه پيدا كرده و طى اين سالها نويسندگان بسيارى مثل گرث انيس، وارن اليس، برايان آزارلو و تصويرسازانى مانند مارك باكينگهام و استيو ديلان بر روى آن كار كرده اند. مجموعه كميك بوك Hell Blazer بر خلاف كميك هاى حماسى با قهرمانان مثبت و آرمانى مثل سوپرمن و بتمن، دنياى ترسناك و تيره اى دارد كه ضد قهرمانش دست به اعمالى مى زند كه گاهى از لحاظ اخلاقى سؤال برانگيزند. مدام سيگار دود مى كند و على رغم بعضى اعمال قهرمانانه، هدف اصلى اش زنده ماندن است و در مسير مأموريت هايش كلى دشمن تراشى مى كند و براى رسيدن به هدف خيلى راحت دور و برى هايش را به كشتن مى دهد كه بعضاً ارواح سرگردان آنها سر وقتش مى آيند و مزاحمش مى شوند، طورى كه گاهى خودش را در محاصره دنياى اشباح و مردگان مى بيند. كنستانتين در تعدادى از كتاب هاى كميك ترسناك ديگر، مثل مرد شنى Sandman و كتابهاى جادو Books of magic هم ظاهر شده است.
فيلم سينمايى «كنستانتين» اقتباسى آمريكايى از ماجراهاى اين ضد قهرمان انگليسى است. مليت انگليسى (متولد ليورپول) او عوض شده و وقايع در لس آنجلس مى گذرد. «كيانو ريوز» چشم و ابرومشكى هم شباهتى با «استينگ» ندارد.
«فرانسيس لاورنس» كارگردان جوان فيلم كه پيش از اين براى خواننده هاى معروفى مثل ويل اسميت و بريتنى اسپيرز، ويدئو كليپ مى ساخته، سعى كرده حال و هواى كميك بوك را در انتخاب زواياى دوربين و قاب بندى ها رعايت كند و تا حد زيادى هم موفق بوده، اما مشكل، فيلمنامه خشك و عبوس و قر و قاطى است كه زيادى خودش را جدى مى گيرد و نمى تواند تعادل لازم بين فضاى فانتزى كميك استريپى و بخشهاى ترسناك برقرار كند. شايد يك لحن طنزآميز و چند شوخى جذاب، حال و هواى فيلم را اندكى عوض مى كرد، اتفاقاً فيلمنامه، استعداد اين شوخى ها را هم دارد. مثلاً فرض كنيد «جان كنستانتين» براى رفتن به دنياى شياطين و مردگان بايد چند دقيقه پايش را داخل قابلمه آب بگذارد! كار هنرمندان جلوه هاى ويژه در طراحى فضاها و كاراكترهاى شيطانى عالى و ديدنى است. دوزخ به شكل شهر مدرنى تصوير شده كه انگار در آتش يك بمباران اتمى مى سوزد و اشباح و اجنه در آن سرگردان هستند، اما شكل جلوه هاى ويژه رايانه اى در بعضى صحنه ها به همراه بازى كيانو ريوز، حاصل كار را مقدارى «ماتريكس زده» كرده. در نتيجه به جاى تماشاى بازسازى سينمايى كميك بوك Hell Blazer با آش شله قلمكارى روبروييم كه در آن از «جن گير» تا «بليد Blade» و «ماتريكس» پيدا مى شود.
همزمان با فيلم «كنستانتين» يك اقتباس كميك بوكى ديگر هم روى پرده ها رفته، شهر گناه اثر فرانك ميلر، طراح و نويسنده معروف كميك استريپ كه ظاهراً به خاطر همكارى نزديكش با كارگردان و حتى مشاركت در كارگردانى، موفقيت بيشترى كسب كرده است
(2)
1: تبلیغ ارکان مذهب کاتولیک به سادگی و روانی در ذهن بیننده جای می گیرد. آموزه هایی چون مذمت خودکشی، گناهکار بودن انسانها، عدم توانایی دسترسی شیطان به انسان و وسوسه او از راه دور، ...
2: اگر شما کاری را به اشتباه انجام می دهی، باید پذیرنده عواقب آن باشی. در حالیکه در این فیلم خودکشی یک دختر در اثر وسوسه ها و اجبار نیروهای شیطانی بود.
3: اگر نیروهای شیطانی بخواهند، می توانند انسان را از بین ببرند. به زبانی دیگر تقدیر انسان و زمان مرگ را در اختیار دارند.
4: کنستانتین با یک بار خودکشی، قطعا جهنمی شده، به طوریکه حتی خود شیطان شخصا برای بردنش باید بیاید. در حالیکه آنچه در فیلم دیده می شود، تنها خوبیها و خدمات وی به بشریت است! درست است که همه اینها را برای راه یابی به بهشت انجام می دهد، ولی آیا باز هم این به معنای بخشیده شدن وی است؟ کنستانتین برای دومین بار هم خودکشی می کند تا شیطان را ببیند. در تمام مدت 20 ساله بخشیده نشده است. آیا درگاه خداوندی که یک بار به فردی اجازه زندگی دوباره را داده است، تا این حد بسته است؟ ناامیدی از بخشایش را می توان از 30 سیگار در روز کنستانتین و خودکشی در دود! دید.
: دختری که به خلاف میل خود و با وسوسه همین شیاطین خودکشی کرده، در حالیکه در تیمارستان بستری بوده، مستحق جهنم است! حتی نمی توان برای وی مراسم خاکسپاری برگزار نمود! همین فرد را شیطان در پاسخ به نیکی کنستانتین، به بهشت می برد! باز هم دستکاری، آن هم توسط شیطان، و در دنیای بعد از مرگ!
6: نظام تقدیرگرا و از قبل پیش بینی شده، در سراسر فیلم تلقین میگردد. اینکه تقدیر و احتمالاً دستهای شیاطین می توانند تو را به قتلگاه ببرند! همه ما بازیچه هایی در دستان ابتدا شیطان و سپس خدا هستیم! چرا که قدرت نیروهای شیطانی بیش از دیگران است.
7: خودکشی هم اگر در نهایت منجر به یک کار نیک گردد، می تواند منجر به معجزه و بازگشت به زندگی شود. این تنها جایی است که حضور خدا احساس می گردد. ولی آنچه در نهایت می بینیم، به نوعی مهلت گرفتن کنستانتین را هم می توان در این مقوله گنجاند.
8: اقدام اولیه کنستانتین برای نجات جهان (در اینجا هم مانند بسیاری از فیلمهای ساخت آمریکا ناجی جهان مد نظر است) نبایستی به خاطر یک دختر باشد. در حالیکه تنها درخواست وی از شیطان، بهشت رفتن خواهر همان دختر است!
تحلیل فیلم و تنظیم :
شاهرخ احمدزاده – سعید سرباز جانفدا ( ارومیه)
این مطلب بر روی وب سایت و وبلاگ زیر قرار دارد :
